احمد مجاهد

مقدمه 54

جوحى ( فارسى )

كتاب نثر الدّر مىباشد ؛ و بعد ، راغب اصفهانى شافعى و از علماى بزرگ علوم قرآنى و محبّ امام علىّ بن ابى طالب و صاحب كتاب محاضرات الأدباء ؛ و بعد ، محمد صالح قزوينى اولين مترجم نهج البلاغه در دورهء صفويه و صاحب كتاب نوادر كه ترجمهء منتخب محاضرات الأدباء است ؛ و شيخ بهايى صاحب كشكول و موش و گربه و نان و حلوا و شير و شكر و نان و پنير ؛ و سيد نعمت اللّه جزايرى عالم بزرگ شيعى و صاحب كتاب زهر الربيع ؛ و آقا جمال خوانسارى صاحب كتاب كلثوم ننه ؛ و ملّا احمد نراقى صاحب طاقديس ؛ و ملّا ادهم عزلتى خلخالى عالم و شاعر عصر صفوى و صاحب كتاب كدو مطبخ قلندرى ؛ و ملّا حبيب اللّه كاشانى صاحب كتاب رياض الحكايات ؛ و صفى الدين علىّ كاشفى صاحب كتاب لطائف الطوائف ؛ و ثعالبى نيشابورى و ابن جوزى بغدادى و مولوى بلخى صاحب كتاب مثنوى ، و شمس تبريزى صاحب كتاب مقالات ، و ده‌ها عالمان بزرگ دين كه نامشان و اثرشان در مطاوى كتاب آمده است . مردمان قديم تا پنجاه شصت سال پيش با طبيعت زندگى مىكردند ، بدين معنى كه در خانه‌هاشان درختى بود و باغچه‌اى و حيواناتى از قبيل مرغ و خروس و كبوتر و حيوانات باركش مثل اسب و استر و الاغ ، و اين‌ها غالبا در مقابل چشمان دختر و زن و مرد و جوان خانواده با هم جفت‌گيرى مىكردند و حالات جماع را انجام مىدادند و همهء اين‌ها اموراتى طبيعى و روزمرّه بودند ، و وقتى گلّه از صحرا باز مىگشت و به طويله مىرفت ، تيماردارى حيوانات با زن و دختر خانواده بود ، و در داخل آغل در مقابل چشم آنان ، چه هنگامه‌هايى كه از جفت‌گيرى حيوانات با هم نبود ، و هم‌اكنون هم در دهات چنين است . و مقصود از اين مقدمهء كوتاه اين‌كه همان‌طور كه زندگانى قدما عريان بود ، طنز دنياى قديم هم عريان است ، و اين را نه مىشود تغيير داد و نه مىتوان با گذشتهء كهن خودمان قطع رابطه كنيم ، جز اين‌كه زبان و بيان و ادبيات آنان را به همان‌طور كه هست روايت كنيم و بيان نمائيم . از اين‌رو در فصل اول كتاب كه شامل نه قرن اول هجرى است ، و نيز در فصولى ديگر ، طنزها قدرى عريان است و بايد با ديدهء مسامحت نگريست و متّه به خشخاش نگذاشت . ( مرّوا كراما ) .